لازم است سیستم ایمنی بدن سالمندان، کودکان و افراد دارای نقض سیستم ایمنی در مقابل آنفلوانزای خوکی یا آنفلوانزای ( H1N1 ) نوع A تقویت گردد .
به منظور پیشگیری، پیروی از یک رژیم غذایی سالم که در آن از تمام گروههای غذایی خصوصا میوهها و سبزیهای تازه استفاده شده و پرهیز از مصرف غذاهای آلرژیزا پیشنهاد میشود، همچنین استفاده از شیرینیهای طبیعی مانند خرما و توت به جای شکر و مصرف مواد گیاهی که میتواند به تقویت سیستم ایمنی کمک کند، مانند سیر، زنجبیل، پیاز و فلفل قرمز از دیگر توصیههای تغذیهای است. لازم به ذکر است سالمندان، کودکان و افرادی که ضعف سیستم ایمنی دارند بیشتر در معرض ابتلا به آنفلوانزا قرار دارند.
به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از هلث نیوز ، ویتامین A: مادهای ضروری برای حفظ عملکرد مخاط سیستم تنفسی طی ابتلا به آنفلوانزا دارد. ویتامین A بهعنوان یک ویتامین ضدعفونت شناخته میشود که میتواند ویروسها و باکتریها را به ۲ روش از بین ببرد؛ یکی توسط حفظ سلامت و عملکرد سلولهای دستگاه گوارش است زیرا این سلولها میتوانند مانند یک سد در مقابل نفوذ میکروارگانیسمها باشند.
اگر میکروارگانیسمها بتوانند از این سد عبور کنند، بدن باید آنتی بادیها ولنفوسیتهای خود را برای مبارزه با آنها آماده کند.ویتامین A به تشکیل این مواد نیز کمک میکند. قبل از مصرف دوزهای بالای این ویتامین حتماً با پزشک مشورت کنید.
* بتاکاروتن:
بتاکاروتن پیشساز ویتامین A است و قدرت آنتی اکسیدانی و ضدویروسی قویای دارد و از طریق افزایش ترشح مخاطی به دفع ویروسها کمک میکند.
* روی (Zinc):
روی میتواند تولید گلبولهای سفید را تحریک کند وکمبود روی میتواند احتمال ابتلا به آنفلوانزا، سرماخوردگی و عفونتهای دستگاه تنفسی فوقانی را افزایش دهد.
مصرف روی باعث میشود گرفتگی بینی، گلودرد، سرفه و سردرد سریعتر بهبود یابد. میتوانید از غذاهای غنی از روی در رژیم غذایی خود مانند گوشتهای کم چرب، غذاهای دریایی، مرغ، دانهها و مغزها، غلات کامل، بنشنها و مواد لبنی کم چرب استفاده کنید. مکملهای غذایی روی نیز جهت رفع کمبود آن پیشنهاد میشود.
* ویتامین D:
ویتامین D از افزایش رها شدن سیتوکینهای التهابی جلوگیری کرده وظرفیت اکسیداتیو ماکروفاژها را افزایش میدهد. یکی از مهمترین نقشهای ویتامین D این است که باعث فعالیت عوامل ضدمیکروبی که در نوتروفیلها، منوسیتها و سلولهای اپیتلیال دستگاه تنفسی که در جلوگیری از عفونتهای ریه نقش دارند، میشود.
اطلاعات این نوشته
این مطلب در تاریخ شنبه, ۱۶ آبان, ۱۳۸۸ و در دسته بندی مطالب آنفلوآنزای خوکی یا n1h1, اخبار علمی پزشکی, سلامت سالمندان نوشته شده است .اللّهُمَّ صَّلِ عَلي عَلّي بِن موسَي الَذ َّ ي اِرتَََضَيَتهُ ورَضّيَتَ بِه مَن شئتَ مِن
خَلقِكَ وَ قائماً بِأَمرِكَ و ناصِراً لِدينِكَ وَ شاهِداً عَلي عِبادِكَ وَ كَما نصَحَ لَهُم
فِي السِِّرِ وَ العَلانيَّة وَ دعا اِلي سَبيلِكَ بِالحِكمَةِ وَالمَوعِظَةِ الحَسَنَةِ فَصَلِّ
عَلَيهِ اَفضَلَ ما صَلَّيتَ عَلي اَحَدٍ مِن اَوليائِكَ خِيرَتِكَ مِن خَلقِكَ إِ نَّكَ جَوادٌ
كَريمً.
امام رضا(ع) :
لاتنظروا إلی کثرة صلاتهم و صومهم و کثرة الحجّ و المعروف و طنطنتهم باللیل و لکن
انظروا إلی صدق الحدیث و أداء الأمانة.
به بسیاری نماز و روزه و زیادی حجّ و احسان و زمزمهشان در شب منگرید بلکه به
راستی سخن و امانت داریشان بنگرید
امام رضا(ع) :
أحسن الناس إیماناً أحسنهم خلقاً و ألطفهم باَهله، و اَنا اَلطفکم باَهلى
نیکوترین مردم از نظر ایمان، خوش خلقترین و با لطفترین آنها نسبت به اهل خویش
است
امام رضا(ع) فرمودند:
ان الایمان افضل من الاسلام بدرجة, والتقـوى افضـل مـن الایمان بدرجة و لم یعط
بنوآدم افضل من الیقین.
ایمان یک درجه بالاتر از اسلام است, و تقوا یک درجه بالاتر از ایمان است و به فـرزنـد
آدم چیزى بـالاتـر از یقیـن داده نشده است.
امام رضا(ع):
الناس لو علموا محاسن کلامنا لا تبعونا؛
مردم اگر از زیبایی های سخنان ما آگاه می شدند، از ما پیروی می کردند.
امام رضا(ع):
إنما قلت اللطیف، للخلق اللطیف و لعلمه بالشیء اللطیف ألاتری إلی أثر صنعه فی
النبات اللطیف و غیر اللطیف و فی الخلق اللطیف من أجسام الحیوان من الجرجس و
البعوض و ما هو أصغر منهما مما لا یکاد تستبینه العیون بل لا یکاد یستبان لصغره
الذکر من الانثی و المولود من القدیم فلما رأینا صغر ذلک فی لطفه... علمنا أن خالق
هذا الخلق لطیف؛
گفتم لطیف است، چون هم موجودات لطیف آفریده و هم به چیزهای ظریف و ریز
آگاهی دارد. آیا نشانه آفرینش او را در گیاهان ظریف و غیر ظریف و در پیکرهای ظریف
و ریز جاندارانی چون کک و پشه و کوچک تر از اینها را نمی بینی که تقریباً به چشم
دیده نمی شوند و از بس ریزند نر و ماده آنها و نوزاد و کهن زادشان از یکدیگر تشخیص
داده نمی شوند. پس چون ریزی و ظرافت این جیزها را دیدیم... پی بردیم که آفریننده
این موجودات نیز لطیف است.
امام رضا(ع):
اعلم أن من استدان دیناً و نوی قضاءه، فهو فی أمان الله حتی یقضیه، فإن لم ینو
قضاءه فهو سارق
کسی که قرض بگیرد در صورتی که تصمیم داشته باشد آن را پس دهد در امان
خداست تا آن را اداء کند ولی اگر تصمیم نداشته باشد آن را به صاحبش برگرداند، دزد
محسوب می شود.
امام رضا(ع):
بر الوالدین واجب و إن کانا مشرکین ولاطاعه لهما فی معصیه الخالق؛
نیکی به پدر و مادر واجب است اگر چه مشرک باشند، ولی در معصیت خدا نباید
اطاعتشان کرد.
امام رضا(ع):
إذا کذب الولاه حبس المطر و إذا جار السلطان هانت الدوله و إذا حبست الزکاه ماتت
المواشی؛
هرگاه حاکمان دروغ بگویند باران بند می آید و هرگاه سلطان ستم کند دولت سست
و بی اعتبار می شود و هرگاه زکات داده نشود چهارپایان بمیرند.
امام رضا(ع):
کلما أحدث العباد من الذنوب ما لم یکونوا یعملون أحدث الله لهم من البلاء ما لم یکونوا
ی
امام رضا(ع):
من لم یقدر علی ما یکفربه ذنوبه فلیکثر من الصلوات علی محمد و آله فإنها تهدم
الذنوب هدماً؛
هرکس نمی تواند کاری کند که به سبب آن گناهانش آمرزیده شود برمحمد و آل او
بسیار صلوات فرستد، زیرا که آن، گناهان را ریشه کن می کند.
امام رضا(ع):
کلما أحدث العباد من الذنوب ما لم یکونوا یعملون أحدث الله لهم من البلاء ما لم یکونوا
یعرفون؛
هرگاه بندگان مرتکب گناهانی شوند که قبلاً انجام نمی دادند، خداوند بلاهایی را
برایشان پدید آورد که سابقه نداشته است.
امام رضا(ع):
لیس من دواء الا و هو یهیج داء؛
دارویی نیست مگر این که بیماری دیگری را تحریک می کند.
شيطان گفت: «از دست تو و امت تو ناراحتم».
حضرت فرمود: «چرا از من ناراحتي؟»
شيطان گفت: «چون اين همه تلاش ميكنم كه مردم را گمراه كنم،ولي تو در قيامت از آنها شفاعت ميكني و تمام زحمات مرا به هدر ميدهي،به همين جهت با تو دشمنم و از تو بدم ميايد».
حضرت فرمود: «از دست امتم چرا ناراحتي؟»
شيطان گفت: امت تو خصوصياتي دارند كه امتهاي ديگر ندارند:
اول: وقتي به هم ميرسند،سلام ميكنند؛سلامي كه اسم خداست و من از اين اسم ميترسم.
دوم : چون همديگر را ميبينند،به يكديگر دست ميدهند و تا دستهايشان از هم دور نشده است، گناهانشان بخشيده ميشود.
در ميان نمازها،به نماز صبح خيلي سفارش شده و دليل آن اين است كه در هنگام شب،فرشتگان شب،نزد انسان هستند و اعمال شب را مينويسند و هنگامي كه اذان صبح را ميدهند،جاي خود را به فرشتگان روز ميدهند.پس اگر نماز صبح را بخوانيم،در دو پرونده ثبت ميشود؛
سوم: وقتي غذا ميخورند،«بسم الله…» ميگويندو اين باعث ميشود، ديگر نتوانم غذا بخورم و گرسنه بمانم.
چهارم:بعد از غذا خوردن«الحمدلله» ميگويند.
پنجم:هر زمان كه نام تو آورده شود،بلند صلوات ختم ميكنند و آنقدر ثواب آن زياد است كه من فرار ميكنم.
ششم: زماني كه مي خواهند كاري كنند،«ان شاء الله» ميگويند و به همين دليل،من ديگر نميتوانم در كارهايشان مداخله كنم و آنها را بر هم زنم.
هفتم: آنهاصدقه ميدهند وبه اين وسيله،هم گناهانشان آمرزيده ميشود و هم هفتاد نوع بلا را از خود دور ميكنند.نبي اكرم(ص) فرمودند:«وقتي انسان دستش را به منظور خارج كردن صدقه،در جيبش فرو ميبرد،هفتاد شيطان دست او را ميگيرند؛ تا او را منصرف نمايند و نگذارند كه او صدقه بدهد».
هشتم:قرآن ميخوانند و در خانهاي كه قرآن خوانده ميشود،ديگر جايي براي من نميماند؛زيرا در آن خانه ملائك رفت و آمد دارند.
نهم:مرا زياد لعنت ميكنند و وقتي مرا لعنت ميكنند،يك زخم بر بدنم ميافتد و تا زماني كه همان شخص را به گمراهي نكشانم، آن خوب نميشود.
دهم:وقتي گناهي مرتكب ميشوند،سريعتر توبه ميكنند و زحمات مرا به هدر ميدهند.
يازدهم: بعد از عطسه كردن، «الحمدلله»ميگويند.
حضرت فرمودند: عطسه از طرف خدا و خميازه از طرف شيطان است. وقتي كسي عطسه كرد،بايد الحمدلله بگويد و حق مسلمان بر گردن ديگري است كه اگر كسي را ديد كه عطسه ميكند،بگويد يرحمكم الله .زماني كه انسان نماز ميخواند، شيطان از او دور ميشود و به ويژه،اگر سجده نمازش طولاني شود،شيطان،از روي ناراحتي فرياد ميكشد. حضرت امام صادق(ع) فرمودند: « هر كس نماز نخواند،از شيطان پستتر و خبيثتر است، چون شيطان يك خطا كرد و آن هم اينكه بر آدم سجده نكرد،ولي انساني كه نماز نخواند،برخدا سجده نكرده است».
کل عالم و مقام عصمت عالم اگر به صورت يک شکل و يک بافت و صورتي در بيايد، قهراً به بافت انسان در مي آيد . همانطور که قوه خيال حقايق آنسويي را مطابق با مناسباتي که بينشان است، با اشکال اين سويي براي انسان پياده مي کند، قوه خيال عالم، عصمت نظام عالم را در نشئه طبيعت به صورت انسان شکل مي دهد و چون عصمت بيشتر با اسم شريف (الباطن) سازگار است، لذا به صورت زن شکل مي دهد، نه صورت مرد . چون مرد بيشتر با اسم ( الظاهر) و زن بيشتر با اسم شريف (الباطن) در ارتباط است . لذا همان مقام اسم شريف (الباطن ) آمده در شريعت و براي زن به صورت حجاب مطرح شده است
ادامه مطلب...
بسم الله الرحمن الرحيم
قسمتی از سخنان حضرت استاد صمدی املی
يكي از شئون نفس ناطقه ي انسان مرتبة قلب اوست كه در فارسي از آن به «دل» تعبير مي كنند . قلب
به معناي گرديدن و جابه جا شدن است . نـفس انسان حال واحدي ندارد و دائماً در انقلاب است .
گـاه حـال خـوشي دارد و گاه بـد حال است . گـاهي در هـنگام نـماز و ديگـر عبادات حـال مناجات دارد و
گاهي ندارد . يك وقت است دست به قـلم مي شود و خوب مي نويسد و وقت ديگر هـر چـه سعي مي كند
نمي توانـد بنويسد . دوستي ها ، معاشرتها ، رفت و آمدها هـمه و هـمه در حالات و دگرگونـيهاي قـلـب
مؤثرند . گاهي انسان مي بيند جـرقه اي خورده و حالات خوشي دارد اما پـس از مدتي متوجه مي شود
به واسطه ي جرقه اي ديگر افول كرده و آن حال خوش را از دست داده است . حال كه منقلب شد خوب
و بد مي گردد . اين بخش از نفس ناطقه را تعبير به «قلب» يا «دل» مي كنند . روزي از حضرت يعقوب
پرسيدند : چرا وقتي فرزندت را در تاريكي كنعان به چاه انداختند متوجه نشدي اما توانستي پس از چهل
سال بوي پيراهنش را از سرزمين مصر كه تا يمن فاصله بسيار داشت حس كني . در جواب گفت :
بگفتا : حال ما برق جهان است دمي پيدا و ديگر دم نهان است
گهي در طارم اعلي نشينم گهي تا پشت پاي خود نبينم
عزيزان من ! از ايـن حالت نفساني خود نگراني نداشته باشيد . طبيعت انـسان قـبل از اينكه بـه طهارت
كامل برسد و حضور تام پيدا كند همين گونه است. مدتي در مسير حق مي افتد و درس و بحث دارد و به
دنبال علوم و معارف است ، لذا چند روزي حال خوشي دارد اما پس از چند روزي دوباره سرد مي شود
و از مسير حق خارج مي گردد و پشيماني به او روي مي آورد . هر انسان سالكي بايد توجه داشته باشد
كه نبايد پـس از هـر افتادني از ادامه ي راه منصرف شود بلكه بايد برخيزد و بـار ديگر حركت كند . زيرا
يـكي از راههاي پختگي نفس همين افتتان و خيزان بودن است . آدم بايـد آنقـدر بيفتد و بـرخيزد تا بـزرگ
شود و قوي گردد .كسي كه در زندگي اش هيچ سختي نبيند و با هيچ مشكلي روبرو نشود هرگز در زندگي
خود پخته نمي شود . به عـنـوان مـثال مي بينيد كشاورزي كه سالها كشاورزي كرده و با انـواع حوادث و
مشكلات اين پيشه روبرو شده چقدر در مقابل فرزند جوان خود كه اتفاقاً او نيز به اين شغل روي آورده ،
استقامت و پايداري دارد و در برابر سختيها استوار و پا بـرجاست . اما فرزند جوانش چون تازه بـه راه
افتاده دم به دم بي طاقتي مي كند و از حـوادث آينده هـراس دارد . ايـن طبيعت انـسان است كـه در حالات
گوناگوني به سر مي برد . معمولاً نفوس مضطربه خود را در اين وادي نشان مي دهند . نفوس مضطربه
همان جانهايي هستند كه دائماً در اضطرابند و با خـود مي گويند : چه كار كنيم ؟ گرفتار شديم . گوش به
حـرف چـه كسي بدهيم ؟ و .... نـوعـاً افراد در ايـن مقام قـلبـي خود كه هـمان اضطـراب نـفس است ، وا
ميمانند . انسان را همّتي بلند بايد تا بتواند قلب خود را از اين اضطراب نجات بخشد و آن را پاك و طاهر
گرداند . به فرموده حضرت آقا « قلب را همّ واحد بايد ».




